السيد محمد تقي المدرسي
32
يس اسماى حسناى الهى (فارسى)
« اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ! » « 1 » ما را به راه راست هدايت كن ! اين امر ريشه در اين معنا دارد كه در ابتدا به لحاظ اينكه شناخت انسان از خدا اندك است ، او را با ضمير غايب ياد مىكند و بعد از اينكه شناخت حاصل شد و از غفلت بيرون آمد ، سمت و سوى خطاب را از غيبت به حضور برمىگرداند و از كلمات « ايّاك » و « اهْدنا » سود مىبرد . در بحث حاضر هم كه تفسير سورهى مباركهى « يس » است ، با جلوههاى ديگرى از بلاغت قرآن سروكار داريم . به اين سه آيه - / كه آيهى نخستِ آن در درس قبل بررسى شد - / توجّه كنيد : « انَّكَ لَمِنَ الْمُرسَلين . عَلى صِراطٍ مستقيمٍ . تنْزيلَ العزيزِ الرّحيمِ » . هر جمله از اين سه جمله داراى طرح بيان و شيوهى خاصّ خود است : در جملهى اوّل مىفرمايد : « انَّكَ لَمِنَ الْمُرسَلين » ؛ « تو از پيامبران هستى . » در جملهى دوم مىخوانيم : « على صراطٍ مستقيمٍ » نفرموده : انّك عَلى صراطٍ مستقيم و يا : وَ عَلى صراطٍ مستقيمٍ بلكه به عنوان يك جملهى مستقل بيان شده است . در جملهى سوم مىخوانيم : « تنْزيلَ العزيزِ الرّحيمِ » اين جمله هم طرح خاص خود را دارد . اگر كلمهى اوّل به جاى اعراب نصب ، مرفوع بود ، ماجرا متفاوت مىشد . در اين حال نقش كلمه ، « خبر براى مبتداى محذوف » بود . و اگر كلمه به صورتِ « تنزيلِ » بود ، عطف به « والقرآنِ الحكيم » بود و مفهوم خاص خود را مىيافت . مىبينيم كه اين انعطافات بيانى قرآن - / كه به مدد ادبيّات عرب امكان يافته است - / باعث مىشود كه متوجه شويم مطالب زيادى در اين جملات الهى نهفته است و اگر خوانندهى قرآن در اين جهات ،
--> ( 1 ) - / حمد ، 6 .